ذبيح الله صفا

1540

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

قصهء كامروپ « 1 » و كام لتا « 2 » از داستانهاى عاشقانه و قهرمانى هند است كه بنثر و نظم هردو در دستست « 3 » . موضوع آن شرح دلدادگى كامروپ پسر راج‌پتى « 4 » پادشاه اود با كام‌لتا دختر پادشاه سرانديب است . كام روپ در سانسكريت بمعنى زيبا و كام لتا بمعنى رعناى عشق‌انگيزست . اين داستان ترجمه‌ييست بنثر از اصل هندى [ تأليف تحسين الدين ] كه بدست مير محمد كاظم حسينى متخلص به كريم « 5 » يكى از شاعران دربار عبد الله قطب شاه ( 1035 - 1083 ه ) در گلكنده انجام شده است . نسخه‌يى از اين داستان در كتابخانهء ملى پاريس ديده شد ، نثرى خوش و روان دارد . درين داستان نخست شرح سلطنت پادشاه شهر اود آمده كه فرزندى نداشت « تا آنكه وقتى يكى از درويشان حق‌پرست را ، كه آيينهء دل از نقش ماسوى الله پرداخته و زر وجود خويش در بوتهء مجاهدت و رياضت تمام عيار ساخته ، بآيين آزادگان و بخردمنشان بسياحت و جهانگردى تماشاى انجمن عالم و عزت درگاه هستى مىنمود ، و كيانى چارج نام داشت ، بدان شهر عشرت بهر گذر افتاد . راجه از قدوم او آگهى يافته بصدق نيت و صفاى طويت آهنگ خدمتش نمود و بصحبت آن آزاده‌مرد حق‌آگاه رسيد . پس از تقديم لوازم خضوع و نيازمندى درددل

--> ( 1 ) - Kamaroupa ( 2 ) - Kamalata ( 3 ) - دربارهء قصهء كامروپ و كام‌لتا بنگريد به : ترجمهء تاريخ ادبيات فارسى هرمان اته ، ص 91 - 93 . فهرست بلوشه ، ج 3 ص 397 - 398 و ج 4 ص 63 - 64 . فهرست ريو ، ج 2 ص 697 و 763 - 764 و ج 2 ص 803 و نيز ج 2 ص 711 . فهرست كتابخانهء ديوان هند ج 1 س 533 شمارهء فهرست 821 . ( 4 ) - اين نام در منظومه‌يى كه ازين داستان تنظيم شده « راجپت » شده كه طبعا كوتاه شدهء صورت اصلى آنست . ( 5 ) - دربارهء او بنگريد بفهرست ريو ، ج 2 ، ص 683 .